خرید بک لینک
کتاب  روابط خارجی آلبویه عراق در  خلیج فارس و دریای عمان نوشته دکتر سمیه بیاتی منتشر شد. این کتاب به روابط سلسله آل بویه با همسایگان جنوبی میپردازد. در مقدمه کتاب آمده است:در شرایطی که در قرن چهارم هجری و همزمان با ضعف و فتور خلافت عباسی نهضتها و جنبشهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه علیه خلافت عباسی در بغداد و سایر سرزمینهای اسلامی شروع شده بود، خاندان ایرانی و شیعی مذهب بویه از نواحی شمال ایران و منطقه دیلم ظهور یافتند و با مشارکت و مساعدت سه برادر به نامهای علی، حسن و احمد در سه حوزه شیراز، ری و بغداد حکومتهایی را تشکیل دادند. حضور برادران بویهی در عرصه قدرت و سیاست برای نخستین بار با ورودشان به دستگاه نظامی ماکان کاکی (329-318 ه.ق) صورت گرفت. ماکان از امراء دیلمی بود که با بهرهگیری فراوان از رقابت مدعیانی چون اسفار و مرداویچ موفق گردیده بود که در آن هنگام طبرستان، گرگان و نیشاپور را در اختیار گیرد. پسران بویه پس از جدایی از ماکان به مناطق مرکزی ایران رفتند. ایشان در آغاز نواحی مرکزی و جنوبی ایران را از سلطه والیان و عاملان عباسی رها کردند و با تصرف فارس پایههای حکومت خود را بنا نهادند. در واقع آنان با فراست و زیرکی که داشتند و با بهرهگیری از مهارتهای نظامی در سواره نظام و پیاده نظام موفق به تصرف نواحی مرکزی و جنوبی ایران گردیدند و سلسله آلبویه را تشکیل دادند. بدین ترتیب فرمانرواییای روی کار آمد که برای نخستین بار این نواحی را زیر استیلای متمرکز بغداد رها کرد و تحت فرمانروایی دودمانی ایرانی متحد گردانید. آلبویه حتی دستاوردی بیش از این داشتند. آنان دست به کاری زدند که در تاریخ اسلام سابقه نداشت. زیرا از فلات ایران به عراق آمدند و خلافت عباسی را

برچسب: نویسنده: نوید حسینیان تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 0:05

قیامxadهای شیعی در طول تاریخ خود در مقاطع زمانی مختلف بارها و بارها اتفاق افتادهxadاند و ثاثیرات شگرف و قابلxadتوجهی را در روند تاریخ بجای گذاشتهxadاند. یکی از مهمxadترین این قیامxadها، قیام حجر بن عَدّی است که در روزگار خفقانxadآمیز اموی رخ داد و بعد از اعتراض ابوذر علیه حاکمیت عثمان بهxad عنوان دومین حرکت اعتراضxadآمیز به شمار میxadرود.حُجر بن عَدیّ از مردان نامxadآور اسلام بود که به سبب برخورداری از فضل و علم در ردیف فضلاء به شمار میxadرفت. او در تمامی نبردها و جنگxadها در طی دوره فتوحات شرکت کرد؛ چنانکه خود فرماندهی سپاهی را بر عهده داشت که سرزمین شام را گشود و مرجxadعذرا را که بعدها به قربانگاه او مبدل گردید نخستین بار فتح کرد. حجر که همچنان در صف مقدم جنگجویان قرار داشت در نبرد با ایرانیان و در جنگ قادسیه نیز حضور داشت. او در طی حکومت امام علی (ع) نیز از بزرگان و یاران امام بود و در تمامی جنگxadها شرکت کرد.بعد از شهادت امام علی (ع) شیعیان و یارانش بر فرزند بزرگ وی امام حسن (ع)، بهxadعنوان خلیفه و رهبر جدید گرد آمدند. اما چون وی بنا به مصلحت صلح با معاویه را بر جنگ ترجیح داد و بدین صورت قدرت و خلافت را به معاویه واگذار کرد، تعدادی از رهبران شیعی کوفه و از یاران حضرت علی (ع) از جمله حُجر بن عَدیّ خواهان ادامهxadی درگیری با شامیان و معاویه بود. حجر بر امام حسن (ع) اعتراض کرد و آماده برای قیام بود که با مخالفت امام مواجه شد. سرانجام گرچه حُجرxadبن عَدیّ نیز با تبعیت از امام حسن (ع) و همچون سایر مردم کوفه با معاویه بیعت کرد اما چون نسبت به سیاست معاویه و بنیxadامیه بدبین بود از همان آغاز اعتراضات خود را نسبت به شیوهxadی حکومتداری معاویه و شرایط جامعه شیعی کوفه آشکار کرد و هر فرصتی که پیش میxadآمد آن را غنیمت می شمرد

برچسب: نویسنده: نوید حسینیان تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 0:05

قلم توتم من است، توتم ماست، به قلمم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش میچکد سوگند، به رشحه ی خونی که از زبانش میتراود سوگند، به ضجههای دردی که از سینه اش بر میآید سوگند که توتم مقدسم را نمیفروشم، نمیکشم، گوشت و خونش را نمیخورم، به دست زورش تسلیم نمیکنم، به کیسه زرش نمیبخشم، به سر انگشت تزویرش نمیسپارم. دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم، چشمهایم را کور میکنم، گوشهایم را کر میکنم ، پاهایم را میشکنم، انگشتم را بند بند میبرم، سینه ام را میشکافم، قلبم را میکشم، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....اما قلمم را به بیگانه نمیدهم. به جان او سوگند که جان را فدیهاش میکنم، اسماعیلم را قربانیش میکنم، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه میخورم، به فرمان او، هر جا مرا بخواند، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمیکنم. قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است، در وفای او، اسیر قیصر نمیشوم، زرخرید یهود نمیشوم، تسلیم فریسان نمیشوم.بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم کوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلمم بالا نرفتهام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشتهام... هر کسی را هر قبیلهای را توتمی است؛ توتم من، توتم قبیله من قلم است. قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است... و قلم توتم ما است.

برچسب: نویسنده: نوید حسینیان تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 0:05

صفحه بندی